سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

428

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

چون على بن موسى الرضا عليه السّلام انگور را دوست مىداشت ، از آن بسيار خورد و همان روز وفات يافت . » « 1 » ما هرچند اين نظر را ترجيح مىدهيم كه على الرضا عليه السّلام مسموم شد و از دنيا رفت ، اما معتقديم كه مأمون به او سم نداد ؛ چرا كه پيش از اين ، رفتار مأمون را با پيشوايان علوى و گذشت و چشم‌پوشى او را نسبت به آنان شاهد بوديم . اگر مأمون امام على الرضا را كشته بود ، اين همانند سلاحى دو لبه مىشد كه هرچند مىتوانست شورش عباسيان و مردم بغداد را فرونشاند ، اما باعث برانگيختن احساسات علويان و شيعيان خراسان مىشد . ما دراين‌باره به يك روايت از اصفهانى استناد مىكنيم : مأمون براى عيادت نزد حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام آمد و ديد كه حضرت از درد به خود مىپيچد . گفت : برادر جان ! مرا ببخش كه زنده ماندم و تو را در اين حال ديدم و چقدر آرزوى حيات و زندگىات را داشتم . از اين امر ، ناگوارتر و سخت‌تر آن است كه مردم مىگويند من تو را مسموم كرده‌ام ، و من به خدا از اين كار برى هستم و بىگناهم . امام رضا عليه السّلام فرمود : راست مىگويى اى امير مؤمنان ! آرى به خدا تو برى هستى . « 2 » و نيز اصفهانى روايت مىكند كه مأمون علويان را نزد خود خواند و پيكر على الرضا عليه السّلام را آورد و به آنان نشان داد كه جسد سالم است و اثرى از قتل و سم در آن ديده نمىشود . هم‌چنين اصفهانى مىگويد كه مأمون در ماتم على الرضا عليه السّلام بسيار اندوهگين و بىتاب بود . « 3 » نظرى كه ما ترجيح مىدهيم اين است كه گروهى از عباسيان راغب بودند على الرضا عليه السّلام را با انگور مسموم كنند ؛ چرا كه مىدانستند امام به خوردن انگور علاقه‌مند است . عباسيان مىخواستند از وجود على الرضا خلاصى يابند و مانع تحقق نقشهء انتقال خلافت به خاندان علوى شوند . البته اين نظر ماست و در منابع قديمى تاريخى ، مطلبى مبنى بر تأييد آن نديده‌ايم .

--> ( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 199 . ( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 571 - 572 . ( 3 ) . همان ، ص 567 .